صفحه در حال
بارگذاري است!
ور نرو یه خورده صبر کن...
|
|
|
piq
|
||
خبر ارام در صدایت ریخت،ناگهان شانهات لرزیدند
شاخه های گیاهی اهسته بر گلوی اتاق پیچیدند
چشم ها را کلافه و مبهوت،پشت هم بازو بسته می کردی
روی مرطوب گونه ات ارام قطره هایی درشت غلتیدند
صبح تاریک و سرد بهمن ماه از دهانها بخار می امد
مرده ها را به نوبت انگاری توی غسالخانه می چیدند
دست بی اعتنا و سنگینی که مرا روی تخته ای می شست
چشم های غریب و غمگینت پشت دیوارها نمی دیدند
مادرم هم نگفت فاتی جان!قسمم هم نداد برگردم
مثل تازه عروس ها وقتی پیکرم را سپید پیچیدند
بعد از ان دست دیگری امد پلک سنگین و خیس من را بست
چشم های تو دیگر از امروز گریه های من را نمی دیدند
زیر سنگینی لحد انگار دلم از ترس و غصه می ترکید
مشتی از خاک های بی وقفه توی اغوش باد رقصیدند
هی سرت داد می زدم :برگرد من از این گور سرد می ترسم
گوشهایت چقدر کر شده بود،حرف های من را نفهمیدند
گریه ی تو کلافه ام می کرد،نالهایم بلندتر شده بود
اسکلت های پیش کسوت تر به من و ناله هام خندیدند
هق هق تو شدیدتر می شد،بدنت مثل بید می لرزید
مثل سریال های تکراری ابر ها بی دلیل باریدند
چون روال همیشگی هر کس سوره ای خواند و دور شد از من
دستهایی فشرد دستت را،صورتت را سه بار بوسیدند
توی پیراهن سیاه خودت مثل یک تکه ماه می ماندی
مردمک های خیس و براقت مثل الماس می درخشیدند
هم دلم تنگ می شود بی تو،هم از این گور سرد می ترسم
چه کسی گفته مرگ ازادیست؟زیر این خاک که نخوابیدند
شهر متروک و سرد بهمن ماه سایه ای روی سنگ می لرزید
عقربک ها هزارو چندین دور روی هم مثل باد چرخیدند
مثل هر پنجشنبه می ایی من به پایان رسیده ام کم کم
شانه های تکیده ام اینجا زیر باران و برف پوسیدند
رشت یا ابری است یا بارانی مثل نفرین مدام می بارد
روی این شهر لعنتی انگار خاک سنگین مرده پاشیدند
خوبین ایشالا ؟؟؟ آقا قرض از آپ کردن . میخواستم بگم دیگه حوصله ی عکس گزا شتن ندارم . هر چن
تازه شروع کردما . ولی خوب بیخیال شدم. آخه هم این آپلود کردن حوصله میخواد . هم ۲ ساعت عکسو
قالب کردن هم تازه من یه وبه دیگه دارم . اونو زورم میاد آپ کنم . به هر حال . ما دیگه رفتیم . کاری باری
داشتین بیاین www.royaiy.blogfa.com . حالا اشکاتو پاک کن . خوب کارم داشتی بیا رویای دات بلاگ
فا . شلم شولبا .![]()
![]()
. خوب ما رفتیم دیگه .
بابای ![]()
خوبین احتمالآ دیگه
. در هر حال . امروز براتون یهچن تا عکس آوردم ببینین نظرتو ن
رو راجع بهش بگین . هر چن من یه پسرما (البته از اون جیگر خفناش )
و لی خوب
یه جورائی با این مسله مشکل دارم مسه بقیه پسرا . (میدونین که
) . نه حالا جدا
از شوخی فقط میخوا ستم به بضی از آدمای احمق که میگفتن این کار ا با احترامی که
( آرامی حرکات و خوش صحبتی )!!! و ذکر میکر دند که حرکته مثبتی هست بیان اینجا
ببینن . تو اینا هم که فقط اون زنه یه کم خیلی قلدره ( مادر...)!!!در هر صورت . . .
من تازه این وبو ساختم و هدفم از ساختش piq هائی که ازشون خوشم
میادو بزارم . این دومین وبم که اولیش www.royaiy.blogfa.com هست
و دومیشم piq . در هر حال . . .
|
|